لالیک
سلام عزیزدلم خیلی وقته نیمده بودم راستش منتظر بودم سونو رو بدم و بفهمم دختری یا پسر و به اسم خوشگلت صدات بزنم و خودت و دستای نازت و ببینم بعد بیام با خیال راحت بنویسم ولی دیدم که دیر میشه تصمیم گرفتم که قبلش بیام **** خوب از اتفاقات بگم برات اون هفته باباییت رفته بود کیش اولین بار بدون من البته خودمم گفتم که بره تا برام مانتو و شلوار بارداری و واسه تو هم چن تا لباس خوشگل بخره که بیشترم واسه لباسای تو ذوق داشتم اما آخرش واسه من که پیدا نکرده بود واسه تو هم مامان بزرگت اینا گفته بودن که الان زوده نخرین... منم گفتم باشه پس نخر بزرگتر که شدی و نزدیک به دنیا اومدنت شد میگیریم واسه منم پیدا نکرده بود حال...
نویسنده :
هلن
8:36



