گردش
سلام عزیزم
خوبی گلم؟
دیروز واسه ناهار با بابایی و عمه و عموت اینا رفتیم بیرون
خیلی خوب بود
بعد مدتها که هوا گرم بود و نمیشد رفت بیرون چسبید
و چقد خوردیم!! از وقتی رفتیم تا اومدیم
هههه
****
خوب عزیزم دیگه از کارم بگم که همچنان مدرسه میرم
و بعضی روزا مثل امروز خیلی کار میکنم
ولی حواسم هست بعدش یه روزای دیگه جبران میکنم کمتر ببینم
مثلا امروز 70دیدم عوضش یه روز دیگه 30 میبینم که متوسط بیشتر از 50 نشه
واااای عزیزم من دارم این محاسبات و به تو میگم
که یه بچه 10ساله به زور سر درمیاره
ههههه
ولی خوب من اینجا حرفای خودم و میگم و یادم میره که خیلی ازین حرفا شاید در حد وقتی که 7ساله بشی و بتونی بخونی هم نباشه
حالا هروقت خواستی بخونی هرجا رو متوجه نشدی ازم بپرس
****
وای چقد هیجان دارم بدونم دختری یا پسر
هرچی باشی دوست دارم
دو هفته دیگه نوبت سونوی بعدیمه
که احتمالا بفهمم
تا اونموقع باید صبرکنم
و اونموقع مقدار زیادی از استرسهام رفع میشه
دقیق نمیتونم بگم چه استرسی
اما میدونم به آرامش خیلی بیشتری میرسم
کلا گذر زمان و فکرکنم دوس دارم تو بارداری
خوب کلا الان دغدغه هایی دارم
مثل اینکه نمیدونم آزمایش این سونو رو برم یا نرم
بعضیا میگن لازم نیست بعضیا میگن بری بهتره...
بعد باید یه سری داروهای سه ماه دوم رو شروع کنم و عادت کردن به داروی جدید اولش سخته
حتی همین قرص آهن..
دیگه اینکه باباییت دوس داره اینهفته بره کیش
که من حسودیم میشه بدون من بره
نمیخام بره
حالا بره یا نره میخام اینهفته بگذره
دیگه در ارتباط با کارم هم مدرسه های دخترونه تموم میشه تا اونموقع و تفریبا نصفش رو گذروندم
که خودش خیلی خوبه
در ارتباط با روستاها هم خدا رو شکر فکرهایی کردن و از من نمیخان
ازین حرفا بگذریم این دو هفته کلی تعطیلی هم داریم
که خیییلی عالیه
****
امروز باباییت یه سالاد خوشمزه درست کرد که چسبید
واسه منی که نمیتونم هرچیزی بخورمم عالی بود
عاشق این کارهاشم
خوب فعلا عزیزدلم
شب خوش


گردش 

